مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
99
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> سر مبارك را نگران شدند ، صيحهء أهل بيت برخاست ودختران معاوية به ولوله درآمدند واز اين خبر مىرسد كه يزيدِ پليد ، حرم خود را براي تماشاى آن مجلس در آن مجلس از پسپرده باز داشته است تا غلبه واحتشام خويش را به ايشان باز نمايد . مىگويد : در اينحال فاطمه دختر امام حسين عليهما السلام كه از جناب سكينهخاتون أكبر بود ، به يزيد فرمود : « أبنات رسول اللَّه سبايا يا يزيد ؟ » ؛ « آيا دختران رسول خدا را أسير مىكنند اى يزيد ؟ » ؛ « فقال : يا ابنة أخي ! أنا لهذا كنت أكره » ؛ آن ملعون گفت : « اى برادرزاده ! من اينگونه كار ناستوده را مكروه مىشمارم . » وبعد از كلماتي چند مىگويد : مردى از أهل شام برخاست وگفت : « اين جاريه را به من بخش ! » يعنى فاطمه را . فاطمه به جامهء خواهرش زينب درآويخت وزينب از وى أكبر بود . زينب فرمود : « كذبت ولؤمت ما ذلك لك ولا له » ؛ يعنى : « دروغ گفتى ولئيم هستى وزبون شدى . اين كار نه از بهر تو ونه براي يزيد امكان دارد . » ابن أثير مىگويد : « يزيد از اين سخن برآشفت وبرافروخت وآن مكالمات در ميانه بگذشت ويزيد شرمگين وخاموش شد . » پس از آن ، أهل بيت را از مجلس يزيد بيرون بردند وبه خانههاى يزيد درآوردند . از اين وقت هيچ زنى از آل يزيد نماند جز اينكه نزد ايشان بيامد وسوگوارى برپا كرد واز آنچه از أهل بيت مأخوذ شده بود ، بپرسيد ودو چندان به ايشان تقديم كرد . اين است كه سكينه عليها السلام مىفرمايد : « ما رأيت كافراً باللَّه خيراً . » ومىگويد : بعد از آن ، يزيد ملعون علي بن الحسين عليهما السلام را مغلولًا به مجلس خود درآورد وبعد از مكالماتىكه در ميانه برفت ، فرمانكرد تا آنحضرت واهلبيت را در سراى مخصوص درآوردند وبىحضور آنحضرت تغدّى وتعشّى 5 نمىنمود . واين روايت ابن أثير بااغلب روايات موافق نيست . چه در اين خبر مىگويد : زينب به يزيد فرمود : « به دينخدا ودين پدرم وبرادرم وجدم هدايت يا فتى . » واگر زينب دختر امام حسين سلام اللَّه عليهما اين سخن مىگذاشت ، به دين برادرم نمىگفت ؛ چه در آن وقت ، علي بن الحسين عليهما السلام را آن جماعت امام نمىخواندند وامامت آن حضرت هنوز شيوع نيافته بود ، وشيعيان آنحضرت ظهورى نداشتند . واگر گوييم : شايد « فأخذت بثياب عمّتها » بوده وسهواً « أختها » نوشته شده است ، با « وكانت أكبر منها » نمىسازد ؛ چه شبهتى نمىرود كه زينب دختر أمير مؤمنان عليهم الصلاة والسلام از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام أكبر بوده است تا توضيحي لازم شود ؛ مگر اينكه گوييم : لفظ « ودين أخي » را كتّاب سهواً رقم كرده باشد ويا مقصود از اين فاطمه ، دختر أمير مؤمنان عليه السلام باشد ؛ واللَّه تعالى اعلم . وسبط ابنجوزى در كتاب تذكره مىگويد : چون زنان أهل بيت را بر يزيد درآوردند ، مردى از أهل شام را نظر به فاطمه دختر امام حسين عليهما السلام افتاد وآن حضرت درخشندهروى وپاكيزه ديدار بود . شامي به يزيد گفت : « اين دختر را به من ببخش . چه ايشان براي ما حلال باشند . »